عکس های دیدنی از بازیکنان و تیم های مطرح فوتبال جهان , عکس , دیدنی , بازیکنان , تیم ها , مطرح , فوتبال , Football Wallpapers, دانلود عکس فوتبال با کیفیت HD, دانلود عکس ورزشی, دانلود مستقیم عکس مسی, دانلود والپیپر ورزشی فوتبال, دانلود پک والپیپر فوتبال, والپیپر فوتبال , عکس لیونل مسی , عکس رونالدینیو , عکس رونالدو , عکس زین الدین زیدان , عکس باتیستوتا , عکس شوجنکو , عکس جرارد , بیوگرافی بازیکنان فوتبال ایران و جهان , عکس تیم لیورپول , عکس تیم بارسلونا , عکس تیم رئال مادرید , عکس تیم آرسنال , عکس تیم منچستر یوناید , عکس مورینیو , عکس دیوید بکهام , عکس تیم منتخب فوتبال جهان

عکس برج ایفل

عکس های زیبا از برج ایفل

شهر پاریس شهر عشق

زیباترین برج جهان


بقیه در ادامه مطلب
برج فری دام

برج شیکاگو

دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
نفرين ها و آفرين ها بي ثمر است
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر تمامي خلق گرگهاي هار شوند
و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد
تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستي
اي پناهگاه ابدي
تو مي تواني جانشين همه بي پناهي ها شوي
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر نميتواني خدمت کني ..برو تا لااقل خيانت نکني
.
.
.
بمان تا کاري کني ...کاري نکن بماني
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دشمني دورنگي نيست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بي ريا بودند.
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خوشبختي ما در سه جمله است
تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خيلي اوقات آدم از آن دسته چيزهاي بد
ديگران ابراز انزجار مي کند که
در خودش وجود دارد
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنجا كه چشمان مشتاقي براي انساني اشك مي ريزد،
زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد.
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مگر نمي داني بزرگ ترين دشمن آدمي فهم اوست؟
پس تا مي تواني خر باش تا خوش باشي. .
براي خوشبخت بودن ، به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن !
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست
اسراف محبت است
دکتر شريعتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خدايا تقدير مرا خير بنويس
آنگونه که آنچه را تو دير مي خواهي من زود نخواهم
و آنچه را تو زود مي خواهي من دير نخواهم
دکتر شريعتي
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند
می گویند حساسیت فصلی است
آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .
—–
به انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند
—
خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس
ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس . .
عاشقانه های دکتر شریعتی
عشق که چیز تازه ای نیست، هرکس در زندگی داشته و دارد.
البته در سطح های بلند ، کوتاه ، در تجلی های زشت و زیبا، متعالی و پست،کوچک و بزرگ و حتی از جنس های گوناگون (دکتر علی شریعتی)
عشق و دوست داشتن، تجلی اش پرستش و نیایش است (دکتر علی شریعتی)
عشق یعنی احساس حدایی کردن یک روح از مبدا خود، از خویشاوند خود، از زادگاه و وطن شایسته خود (دکتر علی شریعتی)
عشق زاییده تنهایی است نیز زاییده عشق است…
عشق سوختن نیست، سنجیدن است ، آتش نیست ، ترازو است و هریک را پله ای، کفه ای.
عشق ، ریشه تجلی مکتب های عرفانی است و مذهب هم جلوه ای از همان.
عشق نیرو و حرارتی است که از کالری ها و پروتئینی که وارد بدن می شود زاییده نمی شود.
عشق ، بی ایمان، یک جوشش غریزی کور است و کشش نیازی که طبیعت بر ساختمان آدمی تحمیل کرده است ، آنچنان که بر ساختمان جانور نیز تحمیل کرده است ، نیازی چون گرشنگی و تشنگی…
عشق ، بی تابی یک روح تشنه، نیازمند و نیمه تمام و مجهول و تنها و بیگانه برای یافتن خویشاوندش، آشنایش، هم جنس اش ، نیمه دیگرش ، چشمه گوارایش و… است…
عشق خدا و آزادی خدا ، هردو خویشاوند یکدیگرند، عشق خواهر آزادی است و آزادی برادرش و غصب و اسارت مادر و پدرشان..
ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب..
ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود…
نیایش، تنها وسیله ای برای کسب نیازمندی های ما نیست، بلکه خود تجلی یک عشق نیز هست. (دکتر علی شریعتی)
سرمایه داری و زندگی کاسب کارانه و زندگی پولی، معنویت و ارزش و عشق نمی شناسد..
انگیزه جنسی ، همه، اما در آغاز آرایه و لعابی از عشق بر روی خود می کشند یا ما می کشیم
با عشق تنها با عشق می توان از زندان من آزاد شد
ایمان و عشق پیش از شناختن و انتخاب کردن هیچ نمی ارزد
—
—
نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن . . .
—
یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم
ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .
—
اینجا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است ، دل عجب موجود سخت جانی است ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد ! و باز هم میتپد .
–
–
نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !
امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی . . .
–
متون غمگین و دل نشین
–
از ما که گذشت
ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن
تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند . . .
—
اتل متل موش موشی عزیز دلم پس کوشی دلم شده قلمبه نکنه تویی که توشی!
—
در غم عشق نبودیّ و محبت کردی / این هم از لطف شما بود و نمیدانستیم
من نکردم گله از عهد و وفاداری تو / عهد ما عهد جفا بود و نمیدانستیم
رنج بیعشقی و تنهایی و بیمهری یار / همه تقدیر خدا بود و نمیدانستیم . . .
—
دستاتو بذار روی قلبت! گذاشتی؟ آرزومه همیشه بتپه حتی اگه برای من نباشه …؟
—
در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور / حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور
گردش چرخ نگردد به مراد دل کَس / غم بی مهری این مردم بی عار مخور . . .
—
بگذار بگویند خسیسم
من
دوستت دارم هایم
را الکی خرج نمیکنم
جز برای مهربانی خودت . . .
—
چه بگویم که اشکم همه فریاد دلم است چه بگویم که بی تو تنها ترین تنهایم چه بگویم…؟؟؟چه بگویم…؟؟؟ای همه ی هستی وجودم….؟؟؟!!!
—
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . .
—
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم… تا گل من هست زندگی باید کرد…
—
راستـش را بگو
نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟
—
برایت یک بغل گندم ، دلی خشنود از مردم / برایت یک بغل مریم ، که مست می شوی هر دم / برایت سفره ای ساده ، حلال و پاک و آماده / برایت یک غزل احساس ، دوبیتی های عطر یاس / برایت هر چه خوبیست ، صمیمانه دعا کردم…
—
خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن
بی اعتنایی هایم را جدی نگیر
در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی . . .
—
اونی که دوستت داره زندگیشو پات میریزه که فقط شادیتو ببینه
تویی که دوست داشته میشی هزارتا ناز میکنی براش!
—-
اگه ما کنار هم باشیم خوشیم , پس خوبه از هم جدا نشیم , من کنار تو , تو کنار من , پس نگاه به هر غریبه قدغن
—
گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت
تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .
—
میدونی چرا برات اس میفرستم چون برای ۱ثانیه اسمم میاد رو گوشید. و تو ۲ثانیه به من فکر میکنی و این ۱ثانیه یه دنیا برام ارزش داره…
—
این جمله را هرگز فراموش نکن
“برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است” . . .
—
در حنجرهام شور صدا نیست رفیق
یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق
بگذار که قصه را به پایان ببرم
آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق . . .
—
دریا همیشه از من دلگیراست ، میدانی چرا؟ چون همیشه بزرگی تو را به رخ او میکشم..!
—
دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم
از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .
—
اس ام اس عاشقانه دی ۹۰
–
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .
—
اسمتو رو دستام مینویسم تا همیشه وقت دعا اولینو آخرین خواستم تو باشی.
—
تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست
بلکه هر لحظه دلم مست تماشایى توست . . .
—
اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم
یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم . . .
—
چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم . خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم
—
چه رابطه مرموزی است
میان پیداترین زخم و پنهانترین راز . . .
—
در کجا رسم بر این است که عاشق نشوی ، باغبان باشی و دلتنگ شقایق نشوی؟
—
این بار مبلغ قبض موبایلم خیلی کم شده بود
اما اصلا خوشحال نشدم
هشتصد هزار و ششصد
عددی که تنهایی ام را به رخم می کشید . . .
—
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
وقت است که یک چندی در خانه ی ما آیی
در خانه ی ما آمد ، آن پادشه خوبان
آن پادشه خوبان ; داد از غم تنهایی . . .
—
احتیاط باید کرد
همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز
بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند . . .
—
از تقدیر سرنوشت غمگین مباش
چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند
شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند
ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . .
—
عاشقی یعنی تحمل! نه شکایت نه گله….
—
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .
—
هرچیزی خاک میشه جز غرور همانطور که هر چیزی متولد خواهد شد جز عشق
—
عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است . . .
—
کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید
عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب
بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم
این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .
—
در ستایش مهربانیت ، همچون نماز مسافر شکسته ام!
تی در قالب اس ام اس های فوق العاده زیبا
بهترین پیامک های دکتر علی شریعتی در سه علی سه
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.
.
.
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
.
.
دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است …
.
.
شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست.
من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ
Man chistam?
Labkhande por malamate payizi ghoroob dar jostejooye shab
Ke yek shabnam fetade be chang shab hayat , gomnamo bi neshan
Dar arezooye sarzadane aftabe marg
----------------------------------
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
Che omid bandam dar in zendegani
ke dar na omidisar amad javani
Sar amad javani va mara nayamad
payame vafayi az in zendegani
----------------------------------
عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد
Eshgh tanha kare bi cheraye alam ast , che , afarinesh bedan payan migirad
----------------------------------
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
Aya dar in donya kasi hast befahmad
ke dar in lahze che mikesham? che hali daram?
Cheghadr zende naboodan khoob ast , khoob khoob khoob
----------------------------------
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!
Hengami dastam ra deraz kardam ke dasti nabood
Hengami lab be zemzeme goshoodam ke mokhatabi nadashtam
va hengami teshneye atash shodam ,
Ke dar barabaram darya boodo darya va darya darya ...!g
----------------------------------
از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
Az dide be jaye ashk khoon miayad
Del khoon shode , az dide boroon mi ayad
Del khoon shod az in ghe
----------------------------------
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفت دارد
Harf hayi hast baraye nagoftan va arzesh amighe har kasi be andazeye harfhayi ast ke baraye nagoftam darad
----------------------------------
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
Cho kas ba zabe delam ashena nist
Che behtar ke az shekve khamoosh basham
cho yari mara nist hamdard , behtar
ke az yade yaran faramoosh basham
----------------------------------
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند
Deli ke eshgh nadarad ve be eshgh niyaz darad,
Adami ra hamvare dar paye gomshode ash,
Moltahebane be har soo mikeshanad
----------------------------------
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد

خداوندا، مگذار آنچه را که حق می دانم،
به خاطر آنچه که بد می دانند، کتمان کنم
دکتر شریعتی
برایت دعا میکنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه خدا را از تو میگیرد
دکتر شریعتی
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشكوه می آفرینند.
دکتر شریعتی
کاش خدا سه چیز را نمی آفرید .......
غرور،دروغ،عشق
تا هیچ گاه کسی از سر غرور به دروغ دم از عشق نزند
دکتر شریعتی
خوب بودن ! کلمه هیجان آوری نیست .
خوبی ، در فارسی شکوه و عظمت خارق العاده ای ندارد ،
با متوسط بودن و بی بو و خاصیت بودن هم صف است
خوب بودن از نظر ما یعنی بد نبودن ! و این معنی مبتذلی است !
دکتر شریعتی
| اس ام اس سخنان دکتر شریعتی (2) |
دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد! دکتر شریعتی.
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.. ( دکتر علی شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. ( شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است! ( دکتر شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!! < شریعتی >
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست. ( دکتر علی شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی. ( شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه،جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن.(دکتر علی شریعتی)
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه. دکتر شریعتی.
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم. ( دکتر شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
نامم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب می کنم. ( دکتر شریعتی )
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
دلی که ازبی کسی تنها است،هرکس رامیتواندتحمل کند.!
(دکترشریعتی)
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
به دکتر شریعتی گفتند استاد سیگار طول زندگی رو کوتاه میکنه ، دکتر در جواب گفتند من به عرض زندگی فکر میکنم.
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
در دشمنی دورنگی نیست ، کاش دوستانم هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.
++++++++ اس ام اس فلسفی و آموزنده++++++++
خیلی اوقات آدم از آن دسته از چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد.
به هر حال، در اینجا میخواهیم به عنوان روشنفکری که مسؤول زمان خودش، عصر و نسل خودش است، هدف از مسؤولیت خودمان را مشخص کنیم و نقش اجتماعیای که روشنفکران و تحصیلکردهها و انتل لکتوئلهای جامعهی آسیایی، یا اسلامی بر عهده دارند معین کنیم. (آنچه که گفتهاند، آنچه را که بخشنامه کردهاند و از خارج املاء کردهاند، به عنوان ایدئولوژی جا زدهاند، کاری نداریم.) و بعد بر اساس همان شعاری که همهی روشنفکران مذهبی و غیر مذهبی (به خصوص از جنگ بینالملل دوم) مورد قبولشان است (چنان که عمر اوزگان، امهسهزر، فرانتس فانون، اوژن یونسکو، معتقدند که باید هر جامعهای بر اساس تاریخ و فرهنگی که دارد، روشنفکر شود و با تکیه به تاریخ و فرهنگ و زبان عموم، نقش روشنفکری و رسالت خودش را بازی کند. بر اساس همین سه شعار.
باری، مسألهی بازگشت به خویشتن، شعاری نیست که الان در دنیا مذهبیها مطرح کرده باشند. بلکه بیشتر روشنفکران مترقی غیر مذهبی این مسأله را برای اوّلین بار مطرح کردهاند. مانند امهسهزر در افریقا، مثل فرانس فانون، مثل ژولیوس نیرهره، مثل جوموکنیاتا، مثل سنقرد و سنگال، مثل کاتب یاسین، نویسندهی الجزایری، و مثل جلال آل احمددر ایران. اینها هستند که شعار بازگشت به خویش را مطرح کردهاند و هیچ کدامشان تیپ مذهبی نیستند. اینها از چهرههای برجستهی نهضت روشنفکری در جهان، و از رهبران ضد استعماری در دنیای سوم هستند و مورد قبول همهی جناحها. پس بر اساس همین دعوت میآییم در ایران، و در این جامعه، و این نسل، و این عصری که ما الان هستیم و مسؤول آن میباشیم، این مسأله را مطرح میکنیم و بر این اساس است که وقتی مسألهی بازگشت به خویش مطرح است، برای من مذهبی، با توی غیر مذهبی که هر دو در مسؤولیت اجتماعیمان مشترک هستیم و به تفاهم مشترک رسیدهایم، مسأله تبدیل میشود از «بازگشت به خویش» به «بازگشت به فرهنگ خویش» و شناختن آن خویشتن که ما هستیم، و در این مسیر مطالعات است که میرسیم به «بازگشت به فرهنگ اسلامی و ایدئولوژی اسلامی» و اسلام، نه به عنوان یک سنت، وراثت، یک نظام یا اعتقاد موجود در جامعه، بلکه اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، اسلام به عنوان یک ایمان که آگاهی دارد و آن معجزه را در همین جامعهها پدید آورد، و در حقیقت تکیه بر اساس احساس موروثی دینی و یا یک احساس خشک روحانی نیست. بر اساس شعار روشنفکرانهای است که برای همهی روشنفکران در سطح جهانی مطرح است و بر اساس آن مسألهای که نویسندهی کتاب «مسیح، باز مصلوب» مینویسد، (این کتاب به فارسی ترجمه شده و من خواندن آن را به همهی دوستانم توصیه میکنم.) و بر اساس همین شهار است که من در ایران میگویم: «حسین، باز شهید». من اوّلاً میخواهم این را روشن کنم که بازگشت به خویش، بسیار خوب، این شعار همه است. هم شعار امهسهزر در ایران است و هم در افریقا و هم شعار فرانس فانون در جزایر آنتیل امریکای جنوبی است. و ما مطلب دیگر را باید در این منطقهی فرهنگی و تاریخی و جغرافیایی روشن کنیم. وگرنه شعار بازگشت به خویش به صورت یک شعار مبهم و کلی ذهنی درمیآید. چنان که امروز به صورت مبتذل درآمده و آن نفی اصالت فرهنگی انسانها در دنیا است برای تثبیت اصالت مطلق ارزشهای غرب.
« دریافت متن کامل کتاب :»
مرا کسی نساخت، خدا ساخت
نه آنچنان که “کسی می خواست”،
که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود،کس بی کسان.
او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست.
نه از من پرسید و نه از “من دیگر”م.
من یک گل بی صاحب بودم.
مرا از روح خود دمید.
و بر روی خاک و در زیر آفتاب،
تنها رهایم کرد.
“مرا به خودم وا گذاشت”
کویریات-ص۵۱

هر بار که این عکس دکتر را می بینم.. آه دِلَم تنها می شود..
مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم
اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است.
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.
اخلاص: یکتایی در” زیستن ” یکتایی در” بودن” یکتویی در “عشق”
حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود. افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند وبزرگترین دردش رابی آبی نامیدند .
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمشان داریم و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهایی مان.
در عجبم از مردمی که خود زیر ظلمو ستن زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست
چه بیهودگی عام و چه « برزخ» بی پایانی است « بهشتی » که در آن « او » نیست. (هبوط چاپ اول، ص ۱۸)
خدایا ! تو در آن بالا بر قله بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی ؟
ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ، بی امید چگونه به پایان خواهی برد؟
ای که همه هستی از تو است ، تو خود برای که هستی؟
چگونه هستی و نمی پرستی؟
چگونه نمی دانی عبودیت از معبود بودن بهتر است؟
نمی دانی که ما از تو خوشبخت تریم؟
ای خدای بزرگ ! تو که بر هر کاری توانائی !
چرا کسی را برای آنکه بدو عشق ورزی ،
بپرستی ،
بر دامنش به نیاز چنگ زنی ،
غرورت را بر قامتش بشکنی ،
برایش باشی ، نمی آفرینی؟
چرا چنین نمی کنی ؟
مگر غرورها را برای آن نمی پروریم تا بر سر راه مسافری که چشم به راه آمدنش هستیم قربانی کنیم ؟
خدایا تو از چشم به راه کسی بودن نیز محرومی ؟! (گفتگوهای تنهایی ، ص ۸۱۸)
هیچ نخواهد بود ، کلمه خواهد بود و آن کلمه خدا خواهد بود .
کلمه ای که دیگر ، هرگز وسوسه جستجوی مخاطبی را نخواهد داشت ،
کلمه ای که هرگز خود را به گفتن نخواهد آلود
(گفتگوهای تنهایی ص ۷۶۱)
جوک متفرقه
غضنفر تو جهنم بوده میره بهشت در ميزنه ميگه ببخشيد آب خنك داريد ميگن داريم ولي نميديم . غضنفر قاط میزنه ميگه فردا شما هم آب جوش خواستین ما نميديم !
دختره به خنگول پيام ميده: اگه خوابي روياتو برام بفرست، اگه ميخندي لبخندتو بفرست، اگه گريه ميكني برام اشكاتو بفرست.
خنگول جواب ميده:من الان توالتم، دقيقا بگو چي برات بفرستم؟!
حیف نون میره سربازی تو صف بوده سروانه میگه
به چپ چپ به راست راست…. میبینه حیف نون همینجوری وایستاده
میگه تو چرا به فرمانم عمل نمیکنی؟ حیف نون میگه جناب سروان شما
اول تصمیم قطعی رو بگیرید بعد من انجام میدم !
پنج حقیقت مهم زندگی ۱. با زبونت نمی تونی همه دندوناتو لمس کنی. . . ۲.اونقدر ساده ای که الان داری این کارو امتحان میکنی. . . ۳.الان نیشت بازه. . . ۴.اونقدر احساس خنگی می کنی که بازم داری میخندی. . . ۵.تو فکر اینی که اینو بزاری روی دیوارت
غضنفر: يه پرايدخريدم
حيف نون: مدلش چنده؟
غضنفر: قرمزه
حيف نون: گرون خريدي!
دقــت کـــردیــن وقتی توی یه جمعی یکی میگه اون تلویزینو کمش کن
يکی دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن !!!
غضنفر میره خونه میبینه بوی گاز میاد به زن و بچه هاش میگه برق رو روشن نکنید من کبریت آوردم!!!
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﮕﻦ: “ﺑﺮﻭ ﮔﻢ ﺷﻮ”
ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺶ ، ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎ ﻭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﻨﺖ ﮐﺸﯽ !!!
ﻗﺪﯾﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﺑﺮﻭ ﮔﻢ ﺷﻮ ، ﺟﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻣﺠﻬﻮﻝ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﯾﻢ !؟!؟!
از غضنفر ميپرسن نظرت راجع به نوشابه چيه؟ ميگه: نوشابه آب داره ، گاز داره ، يه خط تلفن و برق هم بزنن ديگه تمومه.
یارو ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ….. صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ ….. یارو ميگه: مرسي سلام ميرسونه!
وقتی یه دختری یه پسری رو دوست داره هیچ کسی از این موضوع خبر نداره به جز خود دختره
ولی وقتی یه پسری عاشق یه دختری میشه همه ازین موضوع خبر دارن به جز خود دختره !
اس ام اس های خنده دار و سرکاری جدید
احتیاط کنید
...
خاکی بودن آسفالت شدن را در پی دارد !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با توجه به اینکه گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است، همش نگرانم به قرآن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فرقی ندارد که یک گاگول بی سواد باشی یا یک دانشمند
در هر صورت پشت یک ماشین شاسی بلند آقا مهندس می شوی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از اینکه تو یکی دو ماه گذشته بارون نیمد از همتون عذر می خوام ٬ واقعاً وقت نکردم ماشینم رو بشورم. !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی اورجینال به دنیا اومدی... حیفه کپی از دنیا بری ....خودت باش !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سلامتي اونايي که تا ميان دخالت کنن همه بهشون ميگن
تو يکي ديگه خفه شو !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قبول دارین : 3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی
ولی 1 ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد
میگه : خسته نباشی!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
موقع مرگ به بچههام میگم ده میلیارد تومن گذاشتهم زیر...
.
.
.
.
.بعدش میمیرم.آی حال میده!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست دختر غضنفر 300 کیلو آرایش کرده میگه ببین من چه دافی ام ...
غضنفر میگه صورتتو بشور لااقل ببینمت !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این حرفا چی بود پشت سرم زدی؟
مگه من چه بدی بهت کرده بودم؟
برات متاسفم.نمی بخشمت.خدافظ
.
.
.
.
.
”ستادایجاد ترس ودلهره چند ثانیه ای”
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میگویند: مثل بچه آدم رفتار کن. و من هنوز مانده ام که بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم...!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه !
:-*
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دستکاری نکردن جوش های صورت به سختی دست نزدن به جسیکا آلبا برهنه است !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فرق افتادن از طبقه اول با طبقه 10 :
طبقه 10 : آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
طبقه اول: بوووووفففففف . .. . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
و خداوند زمین و آسمان را آفرید...
و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد...!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاعری میفرماید :
کار هرکس نیست همسر داشتن
مرد خر میخواهد و پول خفن ! :))
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اين يه قانونه!
هرچي کمتر در دسترس باشي ارزشت بيشتره!
زياد که باشي ميره به حساب آويزون بودنت!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن : تو منی ، من توأم حالا تو کدومی؟؟!
میگه : خدا ازت نگذره گمم کردی...! :)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هيچگاه
برای شخصی که از دور برايت دست ت ميده دست ت نده... چون دراکثـــر مواقع
با تو نيست با پشت سريته..! لذا ضايع ميشــــــــــی.. تو
روحیـه ات تاثیر میذاره ! حالا بیا و درستش کن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روایت داریم تو بهشت همه اجازه دارن تا ظهر بخابن !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دختره تلفن دوست پسرش زنگ میخوره برمیداره جواب میده
یارو میپرسه:شما؟
دختره میگه:من خواهرشم...شما؟؟؟
طرف میگه:من همین الان فهمیدم مادرتم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مردم دنيا زمان رو 3 حالت مے بينن، اما ما ايرانيا 4 حالت..؛ زمان گذشتہ ، زمان حال ، زمان آيندھ ، زمـــان شـــاہ.....!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تازه فهميدم بازيكن هاي با تجربه چرا وقتي گل ميزنن ميدوون فرار ميكنن!اي پدر سوخته ها!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دقت کرین شبای عروسی تا دهنت پر میشه دوربین میاد روت. !?
گفتم هواست باشه !
برای یکی از داستان ه یه نظر جالب اومده بود که به علت نداشتن مطلب جدید گفتم جواب اون بنویسم
سلام نظرات جالبه بالاخره نظره دیگه نه؟ولی نظرات تو فقط منو به این نتیجه
رسوند که ما واقعا 200سال از جهان اول عقبیم ؛عزیزم این داستانهای س ک س و
این چیزها همجا طبیعی شده مخاطب خودش و داره دیگه توبه کن و اینا نداره من
1رکعت از نمازمم قضا نمیشه دلیل بر این نیست همه رو بگم توبه کنید،داستانه
س ک سی هم برام جالبه اگر قراره با خوندن این چیزها برم جهنم بزار برم ،بازم
دمت گرم مارو وادار کردی نظر بدیم خیلی کم اتفاق میفته مرسی
جواب
200 سال که چیزی نیست بگو 2000000 سال عقب باشیم این مهمه که درست رفتار
کنیم نه این که مثل بقیه رفتار کنیم اونا هر کاری میخوان بکنن ما مسئول
رفتار خودمونیم اگه اشتباه نکنم امام صادق (ع) میفرمان که نماز های شما اون
قدری مورد قبوله که شما رو از گناه حفظ کنه اگه شما یک رکعت از نماز
هاتونم قضا نمیشه خوشا به سعادتون ولی این نماز خوندن شما شبیه نماز خوندن
منه که به هیچ دردی نمیخوره بلکه فقط غرور میاره و تکبر به جای تواضع و ترک
گناه
در مورد توبه هم اگه حدیثی که بالای وبلاگ هست رو بخونید فکر نکنم دیگه سوالی باقی بمونه
به خاطر یه داستان نمیر جهنم ولی به خاطر اینکه میدونی خدا داره گناه تو رو
میبینه و تو به خدا محل نمیذاری و هر کاری که میخوای میکنی شاید بری به
خصوص که نماز هم میخونی

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که تنها با یاد او دلها آرام میگیرد
داستان من این است که خسته نبودم
سرم شلوغ بود و حالا هم هست ولی دیگر نمیتوانم جلوی خودم رابگیرم
ابتدای کار که داستان مینوشتم نمیدونستم اینقدر مخاطب خواهم داشت(خوشبختانه یا بد بختانه) ولی خوب خووب پیشرفت
اولی فیلتر شد
دومی هک شد
سومی مسدود
ولی زیادم بی نتیجه نبوده
اولا
حالا میبینید که توی داستان هاشون(باید بگم که اینا داستانهای اوناس نه داستانهای ما) دیگه مینویسن که صد در صد واقعی و کلی قسم میخورن (حالا به چی قسم میخورن رو نمیدونم چون چیزی برای قسم خور دن باقی نذاشتن) که این داستان اتفاق افتاد واسه خود خود خودم جالبه که نمیگن هم شنیدم میگن داستان برای خودم اتفاق افتاده انگار فهمیدن که فهمیدیم که داستان هاشون الکیه
دوما
نمیدونم به من ربطی داره یا نه ولی واقعا باید بگم که خیلی خیلی خیلی خوشحالم که میبینم واژه های پیشنهادی گوگل تغییر کرده و دیگه به اون شدت گذشته نیست و خوشحالم که منم وقتی بد بود به اون بدی اعتراض کردم و سرم رو در مقابل باطل خم نکردم
سوما
تاسه نشه بازی نشه اصل کار اینجاست
اون موقعا که وبلاگ داشتم و نظر میدادید و نظر میخوندم و خلاصه ارتباطم برقرار بود یادمه که خیلی هامیگفتن : این بار جلوی گناه کردنمون رو گرفتی
بعضی ها هم میگفتن که: توبه کردیم
خیلی ها هم به خواهر ومادرم ابراز احترام میکردن که من خوشحال میشدم نه واسه اینکه غیرتم رو دزدیده باشن بلکه واسه این که میدیم دارم درست میرم و شدم آینه دق واسه کسایی که خودشون رو فراموش کردن
دیگه طولانیش نکنم واسه شروع خوبه
فقط اومدو بگم که اومدم دو باره اومدو و اومدم که بمونم
یا حق

شخصي كه كنار رودخانه بود، صداي داد و فرياد او را شنيد و با فرياد به مرد گفت: «پوستين را ول كن و جان خودت را نجات بده!»
مرد، در حال غرق شدن، فرياد زد: «من پوستين را ول كردهام، پوستين مرا ول نميكند!»
داستان جدید و خواندنی دیوانگی و عشق
زمان های قدیم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود. فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت گفت بیایید بازی کنیم. مثل قایم باشک!
دیوانگی فریاد زد: آره قبوله من چشم می زارم!
چون کسی نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد٬ همه قبول کردند.
دیوانگی چشم هایش را بست و شروع به شمردن کرد: یک٬ … دو٬ … سه٬ … !
همه به دنبال جایی بودند که قایم بشوند.
نظافت خودش را به شاخ ماه آویزان کرد.
خیانت خودش را داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.
اصالت به میان ابر ها رفت.
هوس به مرکز زمین راه افتاد.
دروغ که می گفت به اعماق کویر خواهد رفت٬ به اعماق دریا رفت.
طعم داخل یک سیب سرخ قرار گرفت.
حسادت هم رفت داخل یک چاه عمیق.
آرام آرام همه قایم شده بودند و
دیوانگی همچنان می شمرد: هفتادو سه٬ هفتادو چهار٬ …
اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.
تعجبی هم ندارد. قایم کردن عشق خیلی سخت است.
دیوانگی داشت به عدد ۱۰۰ نزدیک می شد٬ که عشق رفت وسط یک دسته گل رز آرام نشت.
دیوانگی فریاد زد: دارم میام. دارم میام …
همان اول کار تنبلی را دید. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قایم شود.
بعد هم نظافت را یافت. خلاصه نوبت به دیگران رسید. اما از عشق خبری نبود.
دیوانگی دیگر خسته شده بود که حسادت حسودیش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.
دیوانگی با هیجان زیادی یک شاخه گل از درخت کند و آن را با تمام قدرت داخل گل های رز فرو برد.
صدای ناله ای بلند شد.
عشق از داخل شاخه ها بیرون آمد٬ دست هایش را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتانش خون می ریخت.
شاخهء درخت٬ چشمان عشق را کور کرده بود.
دیوانگی که خیلی ترسیده بود با شرمندگی گفت
حالا من چی کار کنم؟ چگونه می توانم جبران کنم؟
عشق جواب داد: مهم نیست دوست من٬ تو دیگه نمیتونی کاری بکنی٬ فقط ازت خواهش می کنم از این به بعد یار من باش.ش
همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.
و از همان روز تا همیشه عشق و دیوانگی همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند …





















































































































































































































































































